با من باش

خرید بک لینک
شباهنگام که دست آسمان از حلقه خورشیدکش خالی است
و بر دامان پهنش پولک سیاره ها پیداست
و در چشمان بی تابش، خمار ما خوابیده
بیا با دستهای پرنیان مانند خود بر پیکرم طرحی دگر برکش
بیا با بوسه های آتشین و پر شرارت جان من سوزان
بیا در گلْسِتان پیکرم تا ارغوان چینی
بیا در خلوتم تا جلوه ای از بیکران بینی
بیا شب را کنارم صبح کن شهزاده ی رویا،
که میدانم فراموشم کنی با رجعت خورشیدک فردا
شباهنگام، وقتی که دلم از تیرگیهای جهان لبریز اندوه است، زمانی که تمام غصه ها چون لشکری آماده ی طغیان و انبوه است
تو با لالایی خوب و دلی گرم و صدایی دلکش و زیبا برایم از سپیدی ها و خوبی ها بخوان نغمه
تو بر این پیکر عریان من چون پیچکی بر پیچ و شو جامه
تو با من باش، با من باش تا فردای رویاها
تو با من باش ، با من باش تا پایان فرداها
تو در هر لحظه با من باش ، تا تنهاییام طرحی دگر یابد
تو با من باش تا این بی شرر چشمان خاموشم کنار تو شرر یابد
تو با من باش ، بامن باش ، با من باش ،با من باش
۱۸/۱۲/۹۷
شنبه...۰۰:۲۵

خواب شیرین...

ما را در سایت خواب شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:34

صفحه بندی